تبليغاتX
=========

http://esitanha206.blogfa.com

=========

امکان نداره کسی باشه که بگه اصلا دلتنگی نداره اینجا جاییه که میشه حرف زد

باران غم كد راست كليك )))))(((((

zgvbsdfbndndnw

=======
وقتی که دلتنگی بنویس .... چیزی رو بنویس که بتونی زیرش رو امضا کنی !!!!

 

از هرچه بگذريم سخن دوست خوش تر است

 

 

خداي من!

 

 

پاك و منزهي تو

 

چقدر راه بر كسي كه تواش راهنما نباشي تنگ است

 

وچقدر روشن است حقيقت براي آن كس كه 

 

راهنمايش تو باشي

 

مهربان من!

 

ما را به راهي رهنمون باش كه به درگاه نيلوفرينت برسيم 

 

وبراي رسيدن به منزل امن خويش

 

 ما را به نزديك ترين راه دلالت فرما

 

 آنچه از درك حقايق در انديشه و قلبمان بعيد مي نمايد

 

نزديك نما سختي ها و مشكلات را بر ما هموار كن 

 

و با بندگان راستين خويش همراهمان ساز

 

آنانكه:

 

مشتاقانه به سويت مي شتابند

 

 همواره درِ خانه ي رحمت تورا مي كوبند

 

روز و شب خويش را در پرستش تو به سر مي برند

 

تنها از دوري تو مي هراسند 

 

آنانكه:

 

چشمه هاي معرفتت را برايشان زلال و گوارا ساختی

 

 وبه گنج هاي بي پايان خويش رسا نديشان

 

 به مقصودشان رساندي و كاميابشان ساختی

 

از درياي پايان ناپذير فضلت بي نيازشان گردانيدی

 

 دلشان را از عشق و محبت خويش  لبريز نمودی

 

پس آنان با شيريني مناجات به دامن پر مهرت روي آوردند 

 

و تو برترين خواسته شان بودی

 

و تورا ازتو خواستند و به دست آوردند

 

خداي من!

 

 

هركس به تو رو كند به او روي آري و در آغوشش كشی

 

 و خلعت همنشيني اش بخشی

 

 تو به آنان كه نام و يادت را فراموش كرده اند

 

 و فرمانبر حكومت غفلت گشته اند ، مهربان و دلسوزی!

 

 آنان را به خويش مي خواني  

 

و دست نوازش و لطف بر سرشان مي كشي

 

خداي من! 

 

از تومي خواهم مرا در شمار آنان قرار دهي

 

 كه بالاترين بهره از معرفت تو دارند.

 

 آنان كه نزد تو برترينند

 

 آنانكه در دوستي تو سهم بسيار دارند

 

 آنانكه در فهم تو عميقند 

 

 همتم را به سوي تو معطوف داشته ام

 

شوق و انگيزه ام در جستجوي تو به پرواز مي آيد

 

 مراد و مقصودم تویی نه کس دیگر

 

شب زنده داري و بي خوابي هايم

 

تنها براي لقاي توست

 

ديدارت روشني چشم من است

 

در دل آرزوي وصالت مي پرورم

   

شيفته ي توام

 

سوداي تو دارم

 

دلداده ي هواي توام

 

پايان راهم رضايت و خرسندي ِ توست

 

ديدارت نيازِ من است

 

همنشيني ات  تنها خواسته ام

 

و در آغوش مهرت غنودن نهايت آرزويم

 

خرمي دلم، نشاط جانم در هم رازي با توست

 

تويي درمان دردم، بلكه دردم

 

تويي سوز جگرم و حل مشكلم

 

بي همتاي من!

 

 

در تنهايي ام مونسم باش

 

لغزش هايم را درگذار

 

تزلزل و بي ثباتي ام را بر من ببخشای

 

اينك به سوي تو بازگشته ام، پذيرايم باش

 

دعايم را به اجابت قرين كن

 

تو خود مرا سرپرستي و كفالت كن

 

از فقر مادي و معنوي برهانم و مرا توانگري بخش

 

رشته وصل مرا به خودت قطع مکن

 

از خودت دورم مكن

 

اي نعيم من

 

اي بهشت من

 

اي دنيا و عقبايم

 

اي مهربانترين مهربانان

 

موفق باشيد
 
 
التماس دعا
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 18:16  توسط شاهین و رزا تنها | 

 

سلام به دوستان با مرام

 

ممنون از همه شمایی که مارو قابل دونستید

و با قدم سبزتون  به ما دلگرمی میدین

چند وقته سئوالای خصوصی دارم که چرا  ابجی رزا

با من همکاری نداره

خب باید در جواب یه چیزی بگم

یه روزی خواستم این وبلاگو حذف کنم کلی خسته شده بودم

شاید یه عده از دوستان میدونن

تو شرایط بدی بودم

ولی ابجی رزا  و دوستان با دلگرمیاشون

 اون شرایطو برام آسون تر کردن

جوری که خودمو تقریبا پیدا کردم

بعد قرار شد اینجا دونفری بنویسیم

در ضمن اینم بگم  ابجی رزا چون دانشجو بود

نمیتونست زیاد بنویسه

  ترم اول دانشجوییشو تو شهرستان با معدل بالا تموم کرد

حالام که اینجاست از بس درساش سنگین شده

 که من توقعی ازش ندارم 

برای منم مهم درساشه و افتخار میکنم بهش

چون میدونم از هیچ ثانیه ای برای من کوتاهی نکرده

خب دیگه 

 خدا کنه جواب دوستانی که  این سئوالو داشتن رو  داده باشم

خب رسیدیم به نظر مریم خانوم

راجب سن ایوللللللللل باب یه کمی زیادی درست گفتی

تو همین مایه هاس

 از نظری که برام گذاشتی خیلی خیلی ممنونم

 البت به چیزی بگم بعد برم 

بعضی از بچه ها هستن که تو همون پس کوچه های زندگی

  زیر آوار همون کوچه ها میمونن

وقتی غم روزگار بخواد از سر در و دیوار بباره

میشه همون کوچه بن بست بعضی از بچه ها

  با آسمونی که گفتی کاملا موافقم مریم خانوم

 

*****************************

 

این متن قشنگو امروز ۵ / ۸ / ۸۶ به آپم اضافه کردم

دو روزی هست که ابجی رزا برام فرستاده

 

*****************************

گذرم روزي به كاشانه ي آشنايي افتاد
 
خانه اي محقرو كوچك ، خفته در سكوتي به بزرگي فرياد
 
با پنجره هايي بسته به روزنه ي اميد
 
 بي پرده هايي رفته بر باد
 
و انگيزه هايي خاكستري رنگ كه سال ها بود
 
 به مدد عادت رفته بود از ياد
 
قصه غصه اي به عظمت اقيانوس حسرت كه دلش را زجر مي داد
 
درون كتابچه ي دلي كه عكس رويش خنجري خونين بود
 
 در قلبهاي دلشاد و طاقچه اي ترك خورده
 
 كه سنگيني وزن قابي از گذشته ها را بر دوشش نويد مي داد
 
نگاهش كردم با بغضي فرو برده سر در گريبان كنجي آرميده بود
 
پشتش خميده از تحمل غصه ها ، رنگش ز اضطراب پريده بود
 
دستش به روي سينه خبرها ز دردها مي داد
 
ديدم به چشم خود ، اشكي كه روي گونه اش خشكيده بود
 
نزديك رفتم قلبم تپيد آرام صدايش كردم
 
 آرامتر بر شانه اش زدم نفهميد
 
دستانم بي اختيار صورتش را نوازشي كرداما او اين نوازشم نديد
 
صبرم تمام شد نزديك تر رفتم، آشنا تر شد
 
 لرزيد تنم از قلب او كه بي صدا مي شد
 
نيمي از چهره اش زير گيسووان سپيدش پنهان بود
 
اما نيمه ي آشكار براي من آن لحظه خاطره اي گريان بود
 
ترسيدم از ديدن نيمه ي ديگر برخاستم ناگاه
 
باور كنيدغم در نگاه من آن لحظه چون ، بارش باران بود
 
دنيايي از سكوت برايم هويدا شد
 
 آسمان كاشانه غمگين تر از زمستان شد
 
من ماندمو پير خسته اي كه نگاهش
 
 بر طاقچه و قاب خاطرات گذشته نالان شد
 
فرياد زدم سكوت خانه شكست 
 
خون جاي اشك ، اشك جاي خون
 
عكس من با معصوميتي غريب
 
 در قاب خاك گرفته ي طاقچه ي سنگي نمايان شد
 
عكس منو ، منو ، پير خسته ي من
 
اين خانه چيست جز گذرگاه مرگ من
 
بغض شكسته و اشك و خونابه
 
باور نمي كنم اين آشناي غريبم من
 
برگشتم از راه آمده تا شايد
 
 اين خانه و آشناي خانه خواب باشد
 
وقتي به عقب برگشتم ديدم
 
 كاشانه آينه اي بود از خود بر خواب رفته ي من
 
 
<>....رزا .... <>
 
*****************************

خدانگهدار ..........عزت زیاد

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 16:50  توسط شاهین و رزا تنها | 

 

کودکی بود که می دوید

 

از کوچه ای به کوچه ای

 

از نومیدی به دنبال امیدی

 

ناگهان کوچه تمام شد

 

 و او به ته جاده رسید

 

او نمیداند چرا؟ چگونه؟

 

 آن فصل یاس و نومیدی

 

 چرا بهترینش را ذره ذره تمام کرد ؟

 

 او نمی داند چرا ؟ چگونه؟

 

حتی نمیداند چرا؟ 

 

چرا  آن شب او را بوسید

 

تنگ در آغوش گرفت

 

او نمیداندچرا  آن شب

 

دست تکان داد

 

در آن شب

 

 بهترینش را به باد خزان داد.

 

 آن شب طولانی!!!!

 

چگونه است که ؟

 

 کودکی هست که هنوز می دود

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:50  توسط شاهین و رزا تنها | 

 

سلام به دوستای با مرام

 

از امشب میخوام دفتر شعرمو آپ کنم

اسم این دفترهست غمهای زندگی

سال 1368 نوشتمش

اونوقتا یادمه رادیو یه برنامه شبونه پخش میکرد

به اسم در امتداد شب

فکر میکنم بعد از اخبار ساعت 12 شب پخش می شد

به دکلمه های اون برنامه خیلی علاقه داشتم

خیلی دوست داشتم واسه خودم یه دفترشعر درست کنم

مثل همون دکلمه ها حرفای دلمو توش بنویسم

خلاصه با هر مصیبتی من دفتر شعرمو درست کردم

ولی حیف که داداشم بی معرفتی کرد برد داد به دوست دخترش

یادمه خیلی داغ کردم آمپرم رفته بود رو هزار خداییییییییییی

خلاصه کاری کردم برش داشت آوورد

ولی تمام دل و روده دفترم دست اون دختره بی سلیقه

 ریخته بود بیرون حالا بماند تا جایی که تونسته بود

 از دفترم کنده بود یه چند تا برگه شم داده بود داداشش

 باهاشون موشک درست کنه

دیگه سرتونو درد نمیارم

در ضمن آپای بعدیمم براتون از همین دفتر مینویسم

==================

هیچ چیز مثل شب نمیتواند آرامم کند

در شب به خدا میتوان نزدیکتر شد و هیچکس نمیتواند

شنوای محرم زمزمه های عاشقانه ی دلم باشد

هیچ چیز سنگین تر از اندوه دل بنشسته ی شبانه نیست

که دلت را در شب بفشارد و سر بر دیواره ی قلبت

بکوبد و با طراوش اشگی به پایان رساند

همه آدمیان جهان گاه لالایی های مادرانه میخواهند

==============

هر وقت خزان است آخرین وداع ...... به یاد می آورم

این برگهای خشکیده و زرد پاییزی

دفتر خاطرات غم های زندگی منست

مهرماه .../ .../ ...13

غمگین ترین خزان زندگی منه بی مهربود

در روزهای زرد پاییزی با دیدن هر برگ خشکی در کف باد

نا خوانده اندوهی در آید از دل من

 آید به یادم روز تلخی ! روز نحسی

بیزارم از این برگهای زرد

میترسم از این قاصدان رنج و دلتنگی

ای باد پاییزی : ببر این برگها را از منظر من

 

ایدامه دارد گریه نکنید.......

 

خدانگهدار ........ عزت زیاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 0:15  توسط شاهین و رزا تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
لحظه ها در گذرند " لحظه ها هم به شتاب از پي هم ميگذرند " ودر اين وادي طوفان زده ي ياس و اميد " منمو رخوت يك رد سياه در دل يك گذر بي پايان " به كجا مي نگرم ؟؟؟ به چه مي انديشم ؟؟؟ كه در آن چشمانم !!! و در آن حلقه لرزان نگاه " و هيچ زيبا كده اي از گل ها جاي نگرفته ز شوق " و در آن مردمك سرد و خموش " نيست بازتابي كه حكايت كند از پهنه آب گامهايم " به كجا مي لغزند اين چنين رعد آسا " پاي جا پاي كدام افسانه مي دهم با ترديد " پس چرا نيست ز رد صنمي هيچ نشان " من در آغوش كدامين حرب زده اي جا دارم ؟؟؟ كه در آن كو تهي عمر سحريش " انتظار شفق و نور نيامد بر سر " من به اعماق كدامين دريا دل بستم ؟؟؟ حلقه جذب كدامين كوكب مي فشارد حلقم ؟؟؟ كه براي نفس شكاكم " معبر حنجره ام بسته نشد ؟؟؟ وچه خونين رودي جان به قلبم داده " كه در آن نيست ز سرخي گل سرخ اثر " و چو بيرون ريزد به سياهي شب بي ماه است " در شب روياها " در كدامين صحرا ؟؟؟ راه پيمودم ؟؟؟ كه در آن " همچنان در راهم " همچنان سر در گم " لحظه اي بايد صبر " چه زيباست چه ژرف " كه در آن لحظه ي زيباي سكوت " چشم را بگشايم " و به اطراف نگاهي دوزم " شايد اندر دل اين تاريكي " شب چراغي باشد كه به دستم گيرم " يا عصايي يابم در كنار گذري " تا شود همدم پاها ي ترك خورده " ز بيراهي راه " پس از آن صبر لطيف " راه رفتن " چه زيباست ......

پیوندهای روزانه
دو همراز ( ابجی رزا )
یا حسین (ع) سالار زینب
بارگاه عشاق ( داداش میلاد و محیان عزیز )
نوریاندای عزیز
سفر بی انتها ( سمینای عزیز )
غربت من ( سارا و سحر عزیز )
به نام خالق یکتا (حمید و شیرین عزیز)
منسجر تحت وب ( الفور ای )
غروب ارزوها ( داداش فرزاد )
وبلاگ گروهی ( شب آفتابی)
داش رفیع
خودمون دوتا (پارمیدا و فاطیمای عزیز )
پارمیدای عزیز
بچه های قلم
یاس سبز ( یاسی عزیز )
باران بهاری ( فاطمه عزیز )
بانوي آسموني
حدیث عشق ( بی نشان )
بهانه شبانه (ستاره عزیز)
کلاس چهارمی ها ( محبوبه عزیز )
ایران ورزشی
نجوای شبانه ( باران بهاری عزیز )
مهرنوش ( پاییز صحرا )
کتاب خوانی ( زهرای عزیز )
معبد نیایش ( داش محسن )
کد آهنگ ها
دانلودستان مینوس ( داش فرهاد )
گل بارون زده (سحر عزیز)
دل نامه ( داش محمد )
....خاکستری ( داش سامی )
عشق (ساحل عزیز)
تک ستاره عاشق ( ستاره عزیز )
† فرشته من † ( غزال عزیز )
† چه روياهايي...† (خاطره عزیز )
بعضی وقتها (داش سیاوش)
شب برهنه ( كامي عزيز )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
نویسندگان
شاهین و رزا تنها
رزا تنها
پیوندها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

]]]]][[[[[


برای اجرای آهنگ لطفا کلیک کنید


 
موس رنگي
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
--------------------