تبليغاتX
=========

http://esitanha206.blogfa.com

=========

امکان نداره کسی باشه که بگه اصلا دلتنگی نداره اینجا جاییه که میشه حرف زد

باران غم كد راست كليك )))))(((((

zgvbsdfbndndnw

=======
وقتی که دلتنگی بنویس .... چیزی رو بنویس که بتونی زیرش رو امضا کنی !!!!

 

سلام به دوستای با مرام

 

یه روز  یه زندگی واقعی دو روز مونده به عمرش تازه فهميد

 كه زندگي نكرده. تقويمش پر شده بود و تنها دو روزش خط نخورده

مونده بود.  عصباني شد رفت پیش خدا تا روزهاي بيشتري از خدا

 بگيره. داد زد و بد و بيراه گفت،خدا ساکت بود.

 آسمون و زمينو به هم ريخت، خدا هیچی نگفت.

 دلش گرفت و گریه کردو به سجده افتاد

خدا سكوتشو شكست و گفت :

عزيزم: يه روز ديگه از زندگیت هم رفت

یه روز زندگیتو با بد وبیراه از دست دادي

تنها يه روز ديگه مونده.

بيا و لااقل اين يه روز و خوب زندگي کن

  یه روز زندگی گفت:

 آخه با یه روز چیکار میشه کرد

 خدا گفت: اون کسی که بتونه با یه روز این همه بد باشه

 پس میتونه با یه روزم خوب باشه و  زندگی خوبی داشته باشه

جوری که انگار هزار سال زندگی کرده،

خوب حالا بلند شو برو  به  یه روز زندگیت برس عزیزم

ولی زندگی مي ترسيد...چون تا حالا خیلی بدی کرده بود

با خودش گفت: وقتي دیگه فردايي ندارم، نگه داشتن

 اين یه روز  زندگي چه فايده اي داره خوب مثل اینکه

 چاره ای نیست باید برم  مصرفش کنم،اونوقت شروع

 به دويدن كرد. زندگيو به سر و رويش پاشيد،

 زندگيو خواست  خس کنه به زندگي بخنده...اونو بغل کنه

اما تو اون  یه روز هیچ آسمون خراشي درست نکرد .

هیچ زميني رو مالك نشد، مقامي رو به دست نياورد اما....

  سرشو که  بالا گرفت ابرهارو ديد و به اونایی كه

 نمي شناخت سلام كرد و براي اونایی كه دوستش نداشتند

 از ته دل دعا كرد.کسی رو اذیت نکرد

 اون تو  همون يه روز با همه آشتي كرد و خنديد و سبك شد،

  عاشق شد و عبور كرد و تموم شد .

اون همون يه روزو زندگي كرد نه بیشتر نه کمتر

  اما فرشته ها تو تقويم خدا اینطور  نوشتند،

 امروز  یه روز  زندگی در گذشت

، كسي كه تو یه روز  هزار سال زندگی کرده!

میخواهیم برای اولین بار آپ ماه رجب داشته باشیم

البته این پیشنهادو آبجی رزا قبل از سفر به من داد

برای منم خیلی جالب بود

چون میدونم این ماه چقدر با ارزشه

  من و رزا خواستیم یه جورایی خودمونو تو این ماه

با شما سهیم بدونیم ماه رجب ماه خوب زیستنه  

اگه همت کنیم سخت نیست راحتم هم نیست

چون رو خودمون شناخت نداریم اینو میگم

 اگه خوب خودمونو بشناسیم

 میفهمیم که خدا چقدر به ما رحم کرده

سعی کنیم تو این ماه خودمونو بشناسیم

 

 ذکر استغفرالله 

 

 یادتـون  نره

 

 

خدانگهدار..........عزت زیاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 20:20  توسط شاهین و رزا تنها | 

 

سلام به دوستای  با مرام 

 

یه روز دلمو سپردم به بنگاه دنیا

و هی آگهی دادم اینجا و اونجا

هر روز برای دلم مشتری اومد و رفت

ولی هیشکی واقعا اتاق دلمو ندید

آخه در اتاق دلم قفل بود و توش تاریک

کسی نتونست قفلو باز کنه

اوناییم که بازش کردن !!!!

یکی گفت: چرا دیواراش  سیاس ؟؟؟؟

چرا اینجا نور کمه؟؟؟؟

ویکی دیگه م گفت :

 انگار هر آجرش فقط غم و غصه س

یه روز به خدا گفتم : میشه دلمو بخری؟؟؟

فردای اونروز خدا اومد تو قلبم نشست

منم همون ساعت  رو در قلبم اینو نوشتم

ورود اکیدا ممنوع !!!!

ببخشید دیگه واسه شما جا نداریم

از امروز اختیار دلمو دادم به خدا !!!

خدانگهدار........عزت زیاد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 1:16  توسط شاهین و رزا تنها | 

 

سلام به دوستای با مرام

 

 

برای اولین بار وقتی پرنده رو شونه انسان نشست

انسان خیلی تعجب کرد!!!

از پرنده پرسید :

مگه من درختم اومدی رو شونه هام نشستی!!!

پرنده گفت:

 یعنی من فرق درخت و آدمو نمیدونم؟؟؟

راستی چرا دیگه نمی پری؟؟؟ !!!

 جات توآسمونا خیلی خالیه!!!

انسان تو دلش به اشتباه پرنده خندید

پرنده گفت:

راستی بالهات کو؟؟؟؟

انسان وقتی اینو شنید دیگه نخندید

شاید اون لحظه به دو بال فکر میکرد یا به یه اوج!!!!

پرنده که حوصله ش سر رفته بود پرید و رفت

انسان به پرواز پرنده خیره شد 

 آهییییی کشید

یهووووو دستی رو شونه هاش احساس کرد

تا خواست برگرده ببینه کیه

صدایی بهش گفت:

برنگرد

به آسمون نگاه کن

پرنده تو رو خوب میشناخت!!!!

یادته وقتی به دنیا اومدی دوتا بال داشتی؟؟؟

هم آسمون و هم زمین همش مال تو بود؟؟

راستی بالهات کو؟؟؟؟

انسان با حسرت به آسمون نگاه کرد

ناخوداگاه برگشت پشت سرشو ببینه که دید

دیگه دستی رو شونه هاش نیست

انسان از اون روز تا حالا وقتی به آسمون

نگاه میکنه دلتنگ میشه

 

 خــــــــــدایا !!!

انسان اگه بالیم تو این دنیا داشته باشه

 دیگه رمق بال زدن تو این قفس رو نداره ....

تو بهمون بگو تو این دنیا چه خبره؟؟؟

برای چی به دنیا اومدیم؟؟؟؟

واسه چی باید حسرت پرواز داشته باشیم؟؟؟

این دنیا همون زندونیه که تو واسه ما ساختی ...

این نوشته ها همون حصاریه که تو خواستی

وقتی به آسمونت نگاه کردیم

دلتنگ شدیم

خدایااااااا

ما آدما وقتی به آسمونت نگاه میکنیم

دلتنگ میشیم

به کی حرف دلمو نو بگیم؟؟؟؟

 که تلخی دلتنگیامونو باور کنه ؟؟؟

کاش یکی از اون

چراهای همیشگیمو نو جواب میدادی !!!

از اون جوابایی که آروممون کنه....

ما که از موعظه ی همدیگه خسته شدیم

فقط از خودت جواب میخواییم .....

حس میکنم  به آخر خط رسیدم ...

نمیخوام سرزنشم کنی !!!

خیلی دلم گرفته ...

آخه همین الان به آسمون آبیت نگاه کردم 

تاریکیه این وبلاگم کلافه م کرده

سیاهیاش

بدشنیدن هاش

بد دیدنهاش

دیگه نمی تونم ادامه بدم...

خــــــــــــــــــدایا !!!

عظمتتو شکر

یه آسمون بارونی میخوام ...

 ۩۞۩๑  شاهين ๑۩۞۩

خدانگهدار..........عزت زیاد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 13:3  توسط شاهین و رزا تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
لحظه ها در گذرند " لحظه ها هم به شتاب از پي هم ميگذرند " ودر اين وادي طوفان زده ي ياس و اميد " منمو رخوت يك رد سياه در دل يك گذر بي پايان " به كجا مي نگرم ؟؟؟ به چه مي انديشم ؟؟؟ كه در آن چشمانم !!! و در آن حلقه لرزان نگاه " و هيچ زيبا كده اي از گل ها جاي نگرفته ز شوق " و در آن مردمك سرد و خموش " نيست بازتابي كه حكايت كند از پهنه آب گامهايم " به كجا مي لغزند اين چنين رعد آسا " پاي جا پاي كدام افسانه مي دهم با ترديد " پس چرا نيست ز رد صنمي هيچ نشان " من در آغوش كدامين حرب زده اي جا دارم ؟؟؟ كه در آن كو تهي عمر سحريش " انتظار شفق و نور نيامد بر سر " من به اعماق كدامين دريا دل بستم ؟؟؟ حلقه جذب كدامين كوكب مي فشارد حلقم ؟؟؟ كه براي نفس شكاكم " معبر حنجره ام بسته نشد ؟؟؟ وچه خونين رودي جان به قلبم داده " كه در آن نيست ز سرخي گل سرخ اثر " و چو بيرون ريزد به سياهي شب بي ماه است " در شب روياها " در كدامين صحرا ؟؟؟ راه پيمودم ؟؟؟ كه در آن " همچنان در راهم " همچنان سر در گم " لحظه اي بايد صبر " چه زيباست چه ژرف " كه در آن لحظه ي زيباي سكوت " چشم را بگشايم " و به اطراف نگاهي دوزم " شايد اندر دل اين تاريكي " شب چراغي باشد كه به دستم گيرم " يا عصايي يابم در كنار گذري " تا شود همدم پاها ي ترك خورده " ز بيراهي راه " پس از آن صبر لطيف " راه رفتن " چه زيباست ......

پیوندهای روزانه
دو همراز ( ابجی رزا )
یا حسین (ع) سالار زینب
بارگاه عشاق ( داداش میلاد و محیان عزیز )
نوریاندای عزیز
سفر بی انتها ( سمینای عزیز )
غربت من ( سارا و سحر عزیز )
به نام خالق یکتا (حمید و شیرین عزیز)
منسجر تحت وب ( الفور ای )
غروب ارزوها ( داداش فرزاد )
وبلاگ گروهی ( شب آفتابی)
داش رفیع
خودمون دوتا (پارمیدا و فاطیمای عزیز )
پارمیدای عزیز
بچه های قلم
یاس سبز ( یاسی عزیز )
باران بهاری ( فاطمه عزیز )
بانوي آسموني
حدیث عشق ( بی نشان )
بهانه شبانه (ستاره عزیز)
کلاس چهارمی ها ( محبوبه عزیز )
ایران ورزشی
نجوای شبانه ( باران بهاری عزیز )
مهرنوش ( پاییز صحرا )
کتاب خوانی ( زهرای عزیز )
معبد نیایش ( داش محسن )
کد آهنگ ها
دانلودستان مینوس ( داش فرهاد )
گل بارون زده (سحر عزیز)
دل نامه ( داش محمد )
....خاکستری ( داش سامی )
عشق (ساحل عزیز)
تک ستاره عاشق ( ستاره عزیز )
† فرشته من † ( غزال عزیز )
† چه روياهايي...† (خاطره عزیز )
بعضی وقتها (داش سیاوش)
شب برهنه ( كامي عزيز )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
نویسندگان
شاهین و رزا تنها
رزا تنها
پیوندها
<-LinkTitle->
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

]]]]][[[[[


برای اجرای آهنگ لطفا کلیک کنید


 
موس رنگي
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
--------------------